خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر سفرنامه
6 بهمن 1388
برتولت برشت نویسنده سوسیالیست آلمانی كه به گفته ژان پل سارتر بزرگترین نویسنده قرن معاصر است نمایشنامه ای معروف دارد به نام آنكه گفت آری و آنكه گفت نه. این نمایشنامه روایتی است اپیزودیك كه مورد علاقه شخص برشت است. آنكه گفت آری اپیزود اول نمایشنامه شامل داستانی است از پسری كه برای گرفتن دارو بخاطر مادرش باید از كوهی عبور كند... ادامه ...
شمر می‌دانم كجاست

شمر می‌دانم كجاست

امید مهدی نژاد

19 بهمن 1388

آب می‌خواهم، ولی آتش به خوردم می‌دهند
سوختم، عبّاسِ آب‌آور نمی‌دانم كجاست
جامه و خود و زره را می‌برند و حرف نیست
این میان گهواره‌ی اصغر نمی‌دانم كجاست
كوفیان از پیش‌رو، از پشت سر، سر می‌رسند
شمر می‌دانم كجا، اكبر نمی‌دانم كجاست
...

آقا ما آسم داریم!

آقا ما آسم داریم!

فاضل تركمن

19 بهمن 1388

گفتم: «آقا ما آسم داریم... نمی‌توانیم بدویم... این هم گواهی دكتر...»
این را كه گفتم؛ آقای كوهنورد فوری گواهی را از دستم گرفت و بعد با خونسردی تمام پاره‌اش كرد. خواستم چیزی بگویم، اما اجازه نداد و گفت: «من از كجا بدونم خانم دكتری كه برات گواهی نوشته عمه‌ات نبوده؟!»

دومین نمایشگاه تخصصی كتاب كودك و نوجوان

دومین نمایشگاه تخصصی كتاب كودك و نوجوان

محمد محبی

18 بهمن 1388

دومین نمایشگاه تخصصی كتاب كودك و نوجوان در حالی آغاز به كار كرد كه فاصله‌ای 14 ساله به نمایشگاه قبلی داشته است. این نمایشگاه از سوی انجمن فرهنگی ناشران كتاب كودك و نوجوان و با حمایت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برپا ‌شده است.

كرب و بلا كنار خیابان نیست

كرب و بلا كنار خیابان نیست

علی داوودی

17 بهمن 1388

در بوق، در رسانه و در تبلیغ نامت كنار نام حریفان نیست
گفتیم عشق سرخط‌مان باشد، اما دریغ، عشق تو آسان نیست
این‌سو اگرچه اهل حرم هستند، آن‌سو قبیلة پدرم هستند
آقا، ببخش، منتظرم هستند، آقا، ببخش، رخصت میدان نیست
...

شاعر شدند آن‌روز كلّ پاسبان‌ها

شاعر شدند آن‌روز كلّ پاسبان‌ها

علی چاووشی

16 بهمن 1388

از چارراه شهر با خنده گذشتی
شاعر شدند آن‌روز كلّ پاسبان‌ها
تعظیم آوردند پیش ابروانت
از آن‌زمان ناراست شد قدّ كمان‌ها
كرده سیاه این روی، چشم ماه‌ها را
كرده سپید این چشم، روی سرمه‌دان‌ها
...