در شرایطی که شکوفایی فرهنگ به حد اعلای خود رسیده است؛ در شرایطی که حتی رئیسجمهور هم از دولت انتقاد می کند؛ در شرایطی که مثل همهی این سی سال حساس است؛ در شرایطی که شرایط معلوم نیست؛ در شرایطی که به شما چه مربوط است... ما بازگشتهایم تا چشم حسودان را دربیاوریم. آنهایی که با شیطنت خود در رسانهها شایعه کردند که این ستون تعطیل شده، بدانند که پدرشان تعطیل شده است. خبرهای نخستین ماه از سال نو را مرور میکنیم.
یکم: برادر عزیزم، جمعش کن! جمعش کن!
چند نشریهی زائد دیگر، به تشخیص مسؤولان امر جمعآوری شدند تا سرانهی مطالعهی مملکت همینجوری کشکی بالا نرود؛ در این میان، دو نشریهی «هفت» و «دنیای تصویر» که مدتها به شیطنت خود ادامه میدادند و بهجای پرداختن به مسائل مهم مملکت مثل گوجه و دعوای بیمه با نظامپزشکی به امر شبههناک سینما میپرداختند، بهیاری متخصصان و ماموران بومی تخته شدند. یک خانهی سینما هم که مدتها مفقود شده بود، یک ماه پس از جمعآوری نشریات پیدا شد. خانهی مزبور به طرفین توصیه کرده است روی هم را ببوسند.
دوم: تیراژ درخشان سیبزمینی
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سخنگوی غیررسمی دولت، وعده داده است که نمایشگاه کتاب امسال بسیار خوبتر از قبل برگزار خواهد شد. یک شاهد عینی با تایید این خبر و اذعان به عزم وزارت برای برگزاری یک نمایشگاه پربار، افزود: «سیبزمینیهای نمایشگاه همپای رشد فرهنگ، رشد سیصد درصدی خواهند داشت و طول صفهای دستشویی هم چندبرابر خواهد شد.» وی همچنین از طرح ملی جمعآوری سگهای ولگرد و کتابهای بیهوده خبر داد.
سوم: ناشرهای بیتربیت
تعدادی ناشر بی نام و نشان که تلاش داشتند در یک حرکت جنجالی، کام فرهنگ و وزارت ارشاد را با وجود این همه رشد فرهنگی تلخ کنند، در یک نامهی مشکوک شناسایی شدند؛ این ناشران ادعا کردهاند که کتابهای آنها مدتهاست در ادارهی ممیزی مفقود شده است. بهنظر میرسد عدهای در آستانهی برگزاری نمایشگاه کتاب و دور دوم انتخابات مجلس، سعی دارند با پیش کشیدن منافع شخصی خود وزارت ارشاد را اذیت کنند. ضمنا تعدادی کتاب در راهروی ادارهی ممیزی پیدا شده است؛ ناشران عزیز میتوانند با دادن نشانی، کتاب خود را همراه با حکم قضایی دریافت کنند.
چهارم: افزایش آمار تصادفات جادهای و روشنفکری
مهران مدیری که مشخص نیست چرا دست از سر تلویزیون برنمیدارد تا این همه استعداد پشت در نمانند، یک سریال جنجالی دیگر را در نوروز روی آنتن برد. در سریال «مرد هزارچهره» یکنفر عقدهای باعث میشود که به همه بربخورد؛ مشخص نیست چرا سریال طنزی پخش میشود که همه هم از آن عصبانی میشوند و هم با تماشای آن میخندند؛ یکی از نویسندگان سریال همهچیز را تکذیب کرد و گفت ما طنز فاخر میسازیم، اما فقط برای خنده. یک طیف گسترده از هنرمندان و شاعران، که برخلاف پلیس، فقط آبروی آنها در سریال رفت، با انتقاد از سریال بهعلت خندهی زیاد قادر به ادامهی اعتراض نشدند؛ ملت هم که بالاخره نفهمید آیا مدیری پلیس را دور زده یا برعکس، در جادههای کشور کشته یا مجروح شد.
پنجم: تبرئهی مؤسسهی گلآقا از اتهام طنز
ماهنامه و هفتهنامهی بچههای گلآقا خودشان را تعطیل کردند. پ.ص.ف که مدعی مدیرمسؤولی این نشریات است، در سرمقالهی ماهنامهی آخر، با اعلام این موضوع، چیزی نیفزود. اما کارشناسان معتقدند طنزپردازان با عقب افتادن از بسیاری رجال سیاسی، رقابت را در خنداندن مردم به رجال مربوطه باختهاند. گفتنیست هیچکس هیچ اظهارنظری نکرد.
ششم: که هنوز من نبودم که تو شعر من شکستی
کارگردان برجستهی سینمای ایران و جهان، استاد مسلم اپرای لندن، تعزیهخوان فرهیخته، نویسندهی توانا و استاد مسلم بسیاری از شعرای قدیمی ایران، ضمن انتشار روایت تازه و شکستهی خود از غزلهای سعدی و خرد کردن دهان عروض و قافیه، اعلام کرد که بهزودی روایات تازهی خود را از دیوان شمس و اشعار خاقانی منتشر میکند. وی همچنین افزوده است که قرار است شاهنامهی فردوسی را به روش هایکو فشرده و صادر کند.
هفتم: پاسخ به نامهها
سرکار خانم دلبر جانان من آندرلاین برده دل و جان آندرلاین من 2012؛ با سلام و احترام؛ ضمن تبریک سال نو و سپاس از نگرانی شما برای این ستون، خبرهای خوشی برای شما داریم. با پدر گرامی برای انتخاب یک تاریخ خجسته مشورت کنید. ضمنا اینجانب از رنگ فیروزهای، فسنجان و باران نمنم خوشم میآید.