خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
19 خرداد 1387

هفته‌ای که گذشت، به‌دلیل پاره‌ای تحرکات مشکوک در برخی نقاط ارزی و مرزی کشور، شاهد بالا رفتن مجدد قیمت پودر رخت‌شویی و نایاب شدن قند و چای در برخی شهرها بودیم. با اعلام این که فرهنگ مملکت به قند و چای از طریق روشن‌فکران مرتبط می‌شود و پودر رخت‌شویی هم لابد با فرهنگ یک نسبتی دارد؛ و با یادآوری این که اگر دولت بعضی‌ها هر نه‌ روز یک بحرانکی داشت، الان این دولت بی‌نوا هرروز بابت گوجه و پودر و غیره بحران دارد، خبرهای فرهنگی و هنری را مرور می‌کنیم و به خدا پناه می‌بریم.

 

یکم: ای فارس همه بهانه از توست!
خبرگزاری فارس ممکن است توقیف شده باشد؛ در لحظات نگارش این ستون، یعنی صبح دوشنبه سیزدهم خرداد 1387، خبرگزاری فارس هنوز به کار خود ادامه می‌دهد، اما نمی‌داند که توقیف شده است یا نه. گویا دلیل توقیف احتمالی هم این بوده که بچه‌ها نمی‌دانستند خبر برکناری رئیس بانک مرکزی درست بوده یا نه. به‌هرحال بنا بر احتیاط واجب خوانندگان تا اعلام خبر موثق، از خواندن خبرهای فارس خودداری کنند. روزنامه که هست، دیگر چرا خبرگزاری؟

 

دوم: استاد در محاق
در پی استقبال پرشور هواداران موسیقی و با تلاش بی‌دریغ متخصصان بومی و جوانان برومند ایرانی، سایت فروش بلیت کنسرت استاد شجریان ترکید و هنوز از خود استاد هم هیچ اطلاعی در دست نیست؛ ظاهرا ترکیدن سایت‌ها مثل زلزله پس‌لرزه هم دارد، چون فروش بلیت‌ها دو بار به تعویق افتاد و ملت را سرگردان کرد. یک سایت خبری غیررسمی هم از جستجوی خانه‌به‌خانه‌ی اعضای سایت دل‌آواز برای یافتن استاد و تعیین تکلیف موسیقی و ملت خبر داد. ستاد حوادث غیرمترقبه‌ی خانه‌ی موسیقی هم اعلام کرد برای رفاه حال دوست‌داران موسیقی، موسیقی سنتی ایران را سه‌ماه به‌علت انبارگردانی تعطیل می‌کند.

 

سوم: چرا داودنژاد نمی‌تواند یک ... را دوست بدارد؟!
نصب بیلبوردهای مشکوکی با تصویر مشکوک یک زن و جمله‌ی مشکوک «چگونه می‌توان یک ... را دوست داشت؟!» باعث گمانه‌زنی‌ها، محکومیت‌ها، مظلومیت‌ها و صدور بیانیه‌های گوناگون شد. یک انجمن دفاع از آزادی ]... [ها در بیانیه‌ای افزود: «واقعا چرا عده‌ای در قرن بیست و یکم هنوز به خود اجازه می‌دهند که آن‌ها را دوست نداشته باشند؟»؛ یک منبع آگاه دخالت پلیس را در نصب این بیلبوردها رد کرد، اما تاکید کرد که طرح امنیت اجتماعی با قوت تمام اجرا خواهد شد؛ جمعی از زنان خاص هم که در خیابان الف‌.ز گرد هم‌دیگر و گرد همشهریان عزیز جمع می‌شدند، در اعتراض به این تبلیغات مسموم، یک‌روز کاری خود را صرف امور خیریه کردند. متاسفانه با تکمیل بیلبوردها فرصت یک حرکت خودجوش عظیم در دفاع از آزادی آن‌ها از بین رفت.

 

چهارم: خودش را توقیف کنند
معلوم نیست چرا این ماجرای فیلم «سنتوری» هنوز حل نشده است؛ جمهوری اسلامی در این سرمقاله از قوه‌ی قضائیه خواسته بود تا تحت تاثیر فشارها قرار نگیرد و از تصمیم‌اش درباره‌ی توقیف فیلم کوتاه نیاید. تهیه‌کننده‌ی سنتوری هم که احتمالا به‌خاطر پای‌بندی ملت به حقوق معنوی و پول‌هایی که به حساب او ریخته‌اند، حالا میلیاردر شده و در خارج از ایران به سر می‌برد، با اعلام این که ممکن است ادامه‌ی توقیف فیلم، به نفع بعضی‌ها نباشد، دخالت خودش را در تهیه‌ی فیلم تکذیب کرد. لوح پیشنهاد می‌کند موضوع را با توقیف خود مهرجویی پایان دهند.

 

پنجم: چتربازی در کن
هیات پنجاه نفره‌ی ایرانی به جشنواره‌ی کن سفر کرد و سپس همه‌چیز را تکذیب کرد. چتر سینمای ایران آن‌قدر باشکوه در کن برپا شد که هیچ‌کس جرات نکرد به آن نزدیک بشود و قرارداد چندانی بسته نشد.

 

ششم: محسن نامجوی ایرلند در تهران
کریس دی‌برگ، خواننده‌ی ضداستعماری و مبارز، بالاخره به ایران آمد و رسانه‌های جهان را مبهوت کرد. خبرها حاکی از آن است که امینم و بریتنی اسپیرز هم تحت تاثیر سخنان انقلابی وی قرار گرفته‌اند و قرار است پس از بازنشستگی، در دفاع از همه‌‌چیز به ایران بیایند. یادآوری می‌شود که هنوز دی‌برگ مجوز اجرا ندارد و ممکن است جمع‌آوری شود.

 

هفتم: نامه نداریم؛ پاسخ به دی‌برگ
برادر مبارز و انقلابی، جناب آقای کریس دی‌برگ، علیک‌ سلام؛ دیدن چهره‌ی رنج‌کشیده‌ی شما در دفاع از مردم خداجو و دریادل ایرلند، که سال‌هاست بخش شمالی‌شان علیه استعمار پیر انگلیس می‌جنگند، باعث هم‌دلی و هم‌دردی اعضای سایت لوح شد. خوشحالیم که در ایران هستید و احتمالا از خیابان بابی‌ ساندز و کبابی‌ها و ساندویچی‌های پرتعدادی که به یاد آن عزیز از دست رفته نام‌گذاری شده‌اند، بازدید خواهید کرد. امیدواریم با انتخاب اشعار و آهنگ‌های مفید و دارای پیام باعث خجالت و آبروریزی گروه آریان نشوید.

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: