خانه     آرشيو     جستجو     ارسال اثر     خوراک / RSS     تماس با ما     درباره ما
داستان شعر طنز اندیشه عكس سینما،تئاتر
داستان کوتاه
3 اسفند 1388
21 بهمن 1388
داستان کوتاه کوتاه
27 اسفند 1388
زهره عیسی خانی
25 بهمن 1388
15 بهمن 1388
داستان دنباله دار
تحلیل
2 آبان 1388
28 شهریور 1388
مهدی خادمی كولایی
27 مرداد 1388
ترجمه: فرهاد مرسلی پاورسی
نقد و بررسی
11 اسفند 1388
28 بهمن 1388
13 بهمن 1388
گفتگو
15 مهر 1386

یک نویسنده، یک کتاب
18 اسفند 1388
4 مهر 1388
کارگاه
گزارش
16 اسفند 1388
17 شهریور 1388
14 مرداد 1388
6 مرداد 1388
12 خرداد 1388
خاطره
ترجمه: فرهاد مرسلی پاورسی
27 مرداد 1388

جیمز جویس(3) به‌عنوان یكی از نابغه‌های ایرلند، اثرهای ادبی ماندگاری را از خود بر جای گذاشته است كه از میان آنها می‌توان تصویر هنرمند به‌عنوان یك مرد جوان و اُلیس4 را نام برد. رمانهای این نویسندة خلاق ایرلندی، در زمان حیاتش به دلیل تجربه‌گرایی‌ نو5 در امر نوشتن چندان مورد توجه عموم واقع نشد و به همین دلیل جیمز جویس همیشه در مضیقه زندگی نمود.
تنها رمان جیمز جویس كه به لحاظ ساختاری و تكنیك نوشتاری، در مقایسه با دو رمان آخر او یعنی الیس و فینیقیها برمی‌خیزند6، بیشتر برای عموم قابل فهم بود ـ البته صرف نظر از مجموع داستان كوتاه او یعنی دوبلینیها7 ـ تصویر هنرمند به‌عنوان یك مرد جوان است. در این رمان، جویس زندگی شخصی خود را به طور هنرمندانه‌ای، با استفاده از نمادهای مذهبی و اسطوره‌ای8، به تصویر كشیده است. اولین سر نخی كه ما را به این باور سوق می‌دهد خود عنوان اثر است كه نمایانگر بازآفرینی یك زندگی است كه در واقع زندگی خود نویسنده است. البته علاوه بر خود اثر، كتابهای متعددی در این مورد نوشته شده است كه از جمله می‌توان كتاب ارزشمند جیمز جویس9 به‌وسیلة ریچارد المن را نام برد. المن در این كتاب اول از همه به زندگینامة جیمز جویس می‌پردازد و سپس تأثیرات بیرونی و درونی حاكم بر كتابهای جویس را مورد بررسی قرار می‌دهد؛ كه یكی از آنها زندگی شخصی خود جویس است كه به‌وضوح در رمان تصویر هنرمند به‌عنوان یك مرد جوان دیده می‌شود.

سبك01 یا شیوة نوشتاری رمان
به‌عنوان زندگینامة ادبی جیمز جویس، تصویر هنرمند به‌عنوان یك مرد جوان به طرز حیرت‌‌آوری به سبك تكاملی11 به قلم درآمده است، به این معنا كه رمان با یك داستان كودكانه آغاز می‌شود و سر آخر با فصلی تمام می‌شود كه در آن شخصیت اول رمان یعنی استیون ددالوس به تصمیم نهایی خود در زندگی می‌رسد.
در آغاز داستان استیون ددالوس یك كودك ساده و پاك‌فطرت است كه جویس به منظور نشان دادن این ویژگی، رمان را با سبكی بسیار ساده آغاز می‌كند: «یكی بود یكی نبود...»21 این اولین جملة رمان است كه در واقع آغاز یك داستان كودكان است كه پدر استیون ددالوس، سایمون ددالوس، برای او می‌خواند.
با رشد فكری استیون ددالوس به همان نسبت سبك رمان نیز تغییر می‌كند. این تغییر، بسیار تدریجی و پله‌پله است و خواننده آن را كاملاً منطقی و پذیرفتنی درمی‌یابد. در آغاز داستان، افكار و منش استیون ددالوس بسیار كودكانه است. این نكته در آغاز داستان به شیوه‌های گوناگونی توسط جویس، آشكارا نشان داده شده است. به طور مثال این را می‌توان در صحنه‌ای كه او درباره نام خداوند با خود حرف می‌زند دریافت:
«اما به‌هرحال نامهای متفاوتی برای خداوند در تمام زبانهای مختلف دنیا وجود داشت و خداوند آنچه را كه تمامی ‌افراد در دعاهایشان با زبانهای متفاوت می‌گفتند می‌فهمید... و نام واقعی خداوند، خداوند بود.»31 (جویس 16)
یا در صحنة‌ دیگری استیون ددالوس با كمال صداقت به دوستانش می‌گوید كه او هنگام خوابیدن صورت مادرش را می‌بوسد و با این حرف كه ریشه در پاكی او دارد مورد تمسخر دوستان واقع می‌شود. در اصل این صحنه‌ها در اوایل داستان نشانگر سادگی و پاكی استیون جوان هستند كه جویس این حقیقت را با ساده بودن كلمات و جملات در آغاز رمان به تصویر كشیده است؛ یعنی اینكه تغییر سبك رمان به‌نسبت با رشد فكری و جسمی ‌شخصیت اول متوازن است.
همان‌طوری كه قدرت تحلیل ذهن استیون با گذشت زمان قوی‌تر می‌شود، سبك نوشتاری داستان نیز متناسب با این تغییر حركت می‌كند؛ به این معنا كه به‌نسبت جملات و كلمات پیچیده‌تر می‌شوند. این تكنیك نوشتاری، یادآور تكنیك تسمیه تقلیدی41 در شعر است كه شاعر به‌وسیلة آن احساس یا تصویر ویژه‌ای را از طریق صوتهای خاص یا به‌وسیلة چند بیت متوالی در ذهن خواننده به وجود می‌آورد. در این رمان نیز تغییر تدریجی سبك نوشتاری، رشد فكری استیون را در ذهن خواننده تداعی می‌سازد.
از همان آغاز داستان استیون ددالوس با دوگانگیهای متفاوتی روبه‌رو می‌شود: دو گروه رز سفید و رز قرمز51 در مدرسه و یا بحث پدرش با دانته بر سر مذهب و سیاست در شب مهمانی، همچنین تنبیه ناعادلانة استیون توسط معلمش بر سر شكسته شدن عینك استیون كه هیچ‌كس باور نمی‌كند. استیون منحصربه‌فرد بودن خود را به روشهای گوناگون نشان می‌دهد. برای مثال هنگامی ‌كه دوستانش از او دربارة نویسندة مورد علاقه‌اش می‌پرسند او در پاسخ به آنها جان هنری نیومن 61 و لرد بایرن71 را معرفی می‌كند. این دو نویسنده و شاعر جزء بزرگان انقلابی مذهب و ادبیات هستند. با ذكر نام این دو فرد، استیون مورد تمسخر و تنبیه دوستانش واقع می‌شود؛ دوستانی كه بیانگر جامعه اطراف او هستند. آنها آلفرد لرد تنیسن81 را پیشنهاد می‌كنند كه در ادبیات به «شاعر مردم»91 معروف است. مواجه شدن استیون با این شرایط باعث رشد فكری او می‌شود و این رشد، كه در واقع رشد فكری خود نویسنده است، توسط جویس با تغییر تدریجی سبك‌ رمان نشان داده شده است.
در كل، از دیدگاه سبك‌شناسی02، آغاز داستان با پایان آن اصلاً قابل قیاس نیست و دلیل این تمایز تلاش جیمز جویس در همانند‌سازی سبك رمان با رشد فكری استیون است.

بنمایه12 و نمادشناسی22
نكتة دیگری كه در این رمان حائز اهمیت است كاربرد بنمایه‌های متفاوت در طول داستان است كه از میان آنها می‌توان بنمایة پرواز یا پرنده را نام برد كه مكرراً در داستان تكرار می‌شود. اوج این بنمایه در رمان در آن قسمت از داستان روی می‌دهد كه تجلی32، یا نیل شهودی به یك حقیقت جاویدان بر اثر دنیای مادی اطراف، روی می‌دهد. استیون با دیدن یك دختر زیبااندام در كنار ساحل؛ كه در واقع نماد دنیای زیبای هنر است؛ به این باور می‌رسد كه زندگی ادبی و هنری برتر از زندگی مذهبی و اعتقادی است و در این لحظه با این باور از زندگی قبلی خود یعنی پیوستن به یك گروه مذهبی پرواز می‌كند و در دنیای هنر و زیبایی‌شناسی42 به زمین می‌نشیند.
دلایل متعددی برای اثبات این ادعا وجود دارند كه از جملة آنها نامی‌ است كه جویس به این دختر زیبااندام می‌دهد. جویس او را «یك پرندة دریایی زیبا و غریب»52 ( جویس, 215) می‌نامد.
این بنمایه با در نظر گرفتن نام شخصیت اول رمان، استیون ددالوس، بیشتر معنا پیدا می‌كند. هنگامی‌كه به اسطوره‌ها مراجعه می‌كنیم می‌بینیم كه ددالوس یك شخصیت اسطوره‌ای است كه مخترع اولین ماز است. ددالوس در مازی كه خود او درست كرده اسیر می‌شود و برای فرار كردن از آن، بالهایی برای خود و فرزندش، ایكاروس، می‌سازد و با این بالها آنها موفق به فرار می‌شوند. انتخاب این نام به‌عنوان نام شخصیت اول تصویر هنرمند به‌عنوان یك مرد جوان با تأمل بیشتر رنگ زیبایی به خود می‌گیرد. استیون ددالوسِ داستان جویس، در واقع به طور نمادین در ماز اعتقادات، افكار و رفتار اطراف خود یعنی ایرلند و دوبلین اسیر است و به منظور فرار از آن زندگی هنری و زیباشناسی را بر‌می‌گزیند. در واقع هنر و ادبیات بالهای پرواز استیون ددالوس هستند كه او را از ماز اطراف خود رها می‌سازند. این نكته با این جمله از رمان بیشتر قابل ادراك می‌شود: «هنگامی‌كه روح آدمی ‌در این كشور [ایرلند] متولد می‌شود، تورهایی وجود دارند كه آن را از پرواز بازمی‌دارد. آن‌گاه شما از ملیت، زبان، مذهب برای من سخن می‌گویید! من سعی می‌كنم تا از این تورها پرواز كنم.»62 (ص203)
نام استیون نیز در رمان نمادی از مذهب است. استیون اولین شهید دین مسیحیت است كه در راه مذهب و اعتقادش و به خاطر حسادت دیگران كشته شد. استیون ددالوس در رمان تصویر هنرمند به‌عنوان یك مرد جوان نیز مانند استیون، شهید می‌شود. اما شهید شدن او كاملاً نمادین است. او در واقع شهید افكار منحصربه‌فرد خود در زمانش می‌باشد. او با این افكار، كه در فصل آخر رمان بسیار زیبا بیان شده‌اند، ‌خود را فدا می‌كند و از جامعة اطراف خود جدا می‌شود. در واقع، جامعة اطراف او، استیون ددالوس را برای داشتن این نوع افكار شهید می‌كند. این شهید شدن به طور نمادین، با جدا ساختن او از جامعة اطراف خود صورت می‌گیرد.
تركیب هنرمندانه و معنادار این اسامی‌ توسط جیمز جویس در این رمان، یادآور هنر خلاقانة او در حیطة هنر و ادبیات می‌باشد كه در دو رمان آخر او یعنی اولیس و فینیقیها برمی‌خیزند به رشد و نمو می‌رسد.

نتیجه‌گیری
در مجموع، استیون ددالوس از آغاز رمان تا پایان آن تغییرات و مشكلات زیادی را سپری می‌كند. ولی در آخر، زندگی هنری و ادبی را به هرچیز دیگری ترجیح می‌دهد. او دلیل اصلی همة این تغییرات و تصمیمها را محیط اطراف خود یعنی مردم، ملیت و كشورش می‌داند:
«این نژاد و این كشور و این زندگی مرا به وجود آوردند، من همان‌گونه كه هستم خود را بیان می‌كنم» 72(جویس). این تغییرات چه به لحاظ سبكی و چه به لحاظ فكری شخصیت اول، به طور هنرمندانه‌ای از طرق مختلف از جمله بنمایه و یا نماد به تصویر كشیده شده‌اند كه در اصل سند محكمی‌ بر خلاقیت منحصربه‌فرد جیمز جویس هستند.

پی‌نوشت‌ها:

1. Stephen Daedalus.
2. A Portrait of the Artist as a Young Man :James Joyce, 1916.
3. James Joyce (1882-1941).
4.Ulysses: James Joyce, 1922.
5. New Experimentation.
6. Finnegans Wake: James Joyce, 1939.
7. Dubliners: James Joyce, 1914.
8. Religious and Mythological Symbols.
9. James Joyce: Richard Ellman, 1951.
10. style.
11. Evolutionary Style.
12. “Once upon a time…”
13. “ But though there were different names for God in all the different languages in the world and God understood what all the people who prayed said in their different languages…God’s real name was God” (Joyce 16).
14. Onomatopoeia.
15. White-Rose and Red-Rose Group.
16. John Henry Newman (1801-90).
17. Lord Byron (1788-1824).
18. Alfred Lord Tennyson (1809-92).
19. “the poet of people”.
20. Stylistics.
21. Motif.
22. Symbolism.
23. Epiphany.
24. Aestheticism.
25. “a strange and beautiful seabird” (Joyce 215).
26. “When the soul of a man is born in this country there are nets flung at it to hold it back from flight. You talk to me of nationality, language, religion. I shall try to fly by those nets” (Joyce 203).
27. “This race and this country and this life produced me, I shall express myself as I am”) Joyce).

______________

مجله ادبیات داستانی. شماره 112

نظرات

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: